تبليغاتX
ღ☆ کلبه درد دلمون ☆ღ
ای که از یار وفا میطلبی یار کجاست همه یارند ولی یار وفادار کجاست؟
سلام ...

بعد مدتها اين وبلاگ دوباره آپ ميشه به ياد تمام دوستاي گلم ...

هميشه برام زنده هست ياد وخاطراتشون ...

يادش بخير... تمام اون لحظه هاي شيرين يادش بخير...

                  

                نگــــــــــــــــار
                  شیمــــــــــــا
                جیـــــــــــــــغ
                اریـــــــانـــــــا
                نهــــــــــــــان
               عسلــــــــــی
               مسافــرغروب
               سمیـــــــــــرا
               صالـــــــــــــح
              دختر انتظـــار
              بــــــــــــــاران
             تــرنـــــــــــــم

 

نوشته ::: يــــــــــــــــاد

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 23:3
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 15:57
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
نگار ِ عزيزم:

واقعاً دوستت دارم و برام عزيزي و يه معذرت بهت بدهكارم 

 اينجا روم نمي شه بگم اگه ياهو ديدمت بهت مي گم

از رفتن كه مي گي دلم مي لرزه چشمام پُرِ اشك ميشه دلمم ميشكنه

نگار مرگ مادرت خيلي متاثرم كرد

روحش شاد

دوستِ خوبم از نوشته هاي ديگت چيزي نمي گم كه دوست ندارم اذيت بشي

نگو ديگه نمياي بيا ولي كم بيا

منتظرتم...

asaliiii

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 20:37
  به قلم: همه دوستان 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
این پست رو فقط دوستان از قسمت مدیریت وبلاگ ویرایش مطلب بخونن
ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 16:50
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 2:46
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

کوفه امشب التهاب محشر است......کوفه امشب کربلایی دیگر است

جبرییل آوای غم سر داده است.......در فلک شوری دگر افتاده است

تیر غصه بر دل زارم  نشست........تیر دشمن فرق مولایم شکست

قلب مجنون سوی صحرا میرود......حیدر امشب سوی زهرا میرود  

سبحانک یا لا اله الا انت

الغوث الغوث

خلصنا من النار یا رب

                      سمیراااااااااا

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 2:36
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 1:59
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

ای دوست 

منم سرگشته‌ي حيرانت اي دوست کنم يک باره جان قربانت اي دوست

تنـــي نـــاسـاز شـوق وصـل کـويت دهم سر بر سـر پيمانت اي دوست

دلــي دارم در آتــش خـــانه کــــرده ميـــان شعـــله هـــا کـاشانه کـرده

دلـــي دارم که از شــــوق وصـــالـت وجـــودم را ز غـــم ويـــــرانه کــرده

مـــن آن آواره‌ي بشــکسـته حــالـم ز هجـــرانت بـــتـــــا رو بـــــر زوالـم

منــم آن مـــرغ ســـرگــردان و تنهـا پريشــان گشته شد يکبـــاره حـالم

سـحـر ســـر بـــر سـرسجاده کردم دعــــايي بهــــر آن دلـداده کـــــردم

زحسرت ساغر چشمانم ‌اي دوست لبـــانت يکســـره از بــــاده کــــردم

دلا تــا کـــي اسيـــر يـــاد يـــــــاري ز هجــــر يــــار تـــا کــي داغـــداري

بگــو تـــاکــي ز شــوق روي ليـــلي چـــو مجنـــون پـــريشــان روزگـاري

پـــريشـــانم ، پــريشـــان روزگــــــارم مــن آن ســرگشته ي هجــر نگارم

کنــــون عمـــريست بـا اميد وصـلت درون سينـــه آســـــايــش نــــدارم

ز هجـــرت روز و شـب فــريـــاد دارم ز بيدادت دلـــي نـــــاشــــــاد دارم

درون کوهــســـار سيـنـه ي خــــود هـــزاران کشـــته چـون فـرهاد دارم

چـــــرا اي نــــازنيــنم بـــي وفـــايي دمـــا دم بــــا دل مـــن در جفــايـي

چــــرا آشـفــته کــــردي روزگــــــارم عـــزيــزم دارد اين دل هـــم خدايي

cartpostaleto.blogfa

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 22:50
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

بيا كه بي رخ تو طاقتي ندارم من

به غير ديدن تو حاجتي ندارم من

گل هميشه بهارم تو هستي و بي‌تو

به سير باغ چمن رغبتي ندارم من

به غير نقش ولاي تو از ازل اي دوست

به لوح سينه خود زينتي ندارم من

گذشت عمر من چشم من بر راه

بيا اميد دلم، فرصتي ندارم من

به جان فاطمه (س) هرگز مران مرا زين در

كه غير تو به كسي الفتي ندارم من

مرا به رسم غلامي قبول كن مولا

اگر كه روسيه‌ام قيمتي ندارم من


***

سمیرااااااااااااااااا

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 11:24
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام دوستای گلم.

من امروز آخرین مطلبمو میذارمو برای همیشه از این وبلاگ خداحافظی میکنم دلیلای زیادی داره یکیش اینکه دیگه وقت نمیکنم ممطلب پیدا کنم و برای شما بنویسم و باید درس بخونم .تو این مدت خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم واقعا خوشحالم که تونستم بیام تو وبلاگتون یه سری از حرفای دلمو و یه سری مطلب بنویسم و از شماها ممنونم که منو قبول کردین تا یه عضو کوچولویی  از خانواده وبلاگیتون باشم

از همتون ممنونم و همیشه به یادتونم

خدانگهدار همگیتون شاید باز تونستم بیام دعا برای من یادتون نره ها 

 

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد
لحظه ی ویرانیم را حس نکرد
در تمام لحظه هایم هیچ کس وسعت صدایم را حس نکرد
آن که سامان غزلهایم از اوست
بی سرو سامانیم را حس نکرد
هیچ کس حس نکرد درد دل من چیست
عاشقانه زیستن,عاشقانه دل کندنم حس نکرد
ما دوست داریم دوستان باوفا را
هیچ کس معنی حرفهایم را حس نکرد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 13:49
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

The image “http://cmesle4u.persiangig.ir/vahid/in7hg1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:4
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

خدایا پس چرا من زن ندارم؟

زنی زیبا و سیمین تن ندارم؟

دوتا زن دارد این همسایه ما

همان یک دانه را هم من ندارم

آزانس ملکی امشب گفت به من:

مجرد, بهر تو مسکن ندارم

چه خاکی بر سرم باید بریزم؟

من بیچاره آخر زن ندارم

خداوندا تو ستارالعیوبی

وبر این نکته سوءظن ندارم

شدم خسته دگر از حرف مردم

تو میدانی دل از آهن ندارم

تجرد ظاهرا"عیب بزرگی است

من عیب دیگری اصلا"ندارم

خودم میدانم این"اصلا" غلط بود

در اینجا قافیه لیکن ندارم

تو عیبم را بپوش و هدیه ای ده

خبر داری نیکول کیدمن ندارم؟

اگر او را فرستی دیگر از تو

گلایه قد یک ارزن ندارم

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:36
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

 نشستم به بخت خودم گریه کردم

 دوباره  به   حال   بدم  گریه کردم

 

 عجب روزگاری ٬ عجب سرنوشتی

 به بخت بد و روزگار خودم گریه کردم

 

 ملک  بودم   و   آدمی   گشته ام

 و من زین که " آدم " شدم گریه کردم

 

 دروغ  و  دورویی ٬ وفا را ؟  نجویی

 چه دردی چه زخمی باز هم گریه کردم

 

 تنفر   ز  مهر  و خیانت  به پاکی

 من  اما  به حال  دلم گریه کردم

 

 کجا شد مروت چه شد سادگی؟

 ندانم  چرا   باز هم  گریه کردم؟

 

 نشستم ٬شکستم ز نیرنگ یاران

 چو دیدم  جفا با دلم ٬ گریه کردم

 

 پناه غمی  اشک  !  فریاد غم

 ز دست  دل و بار غم گریه کردم

دوستای گلم واسم دعا کنید

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 17:54
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
عشق از نگاه مردم:

عشق از ديد حاج آقا: استغفرالله باز از اين حرفاي بي ناموسي زدي؟! (جمله عاشقانه: خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت کنه)

عشق از ديد يک رياضيدان: عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول! (جمله عاشقانه: آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم)
عشق از ديد رحيم گوشکوب بقال سر کوچه: والا زمان ما عشق مشق نبود. ننمون رفت اين فاطي اتوماتيک رو واسمون گرفت! (جمله عاشقانه : هوي فاطي شام چي داريم ؟)

عشق از ديد مرتضي ايدزي (در زندان): اوچيكتيم عشقي! (جمله عاشقانه : خاك زير پاتيم ... نشاشي كه گل ميشيم)
عشق از ديد ننه بزرگم:نزن ننه اين حرفارو! راستي اين دختر بتول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه!
(جمله عاشقانه : بريم خواستگاري ...)
عشق از ديد دوست دخترم: عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه جراحي دماغمو نميدي؟! واسه ناهار هم بريم سورنتو... ناديا و دوستشم ميان... دوست ناديا واسش يه ماتيز گرفته! تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اينهمه دوستت دارم يه پرايد بخري؟!(جمله عاشقانه: عزيزم گوشي سوني ميخوام... راستي دوستت هم دارم!)
عشق از ديد غلام شوفر: رادياتور عشق من از برايت جوش آمده! باور نداري بر آمپرم بنگر!
(جمله عاشقانه: عزيزم دوست دارم! بووووو بوووووو بوووووغ)
عشق از ديد بابام: آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست؟
(جمله عاشقانه: برو دختر حاج آقارو بگير)
عشق از نگاه ننم: وا مگه تو امسال كنكور نداري؟! عشق باشه واسه بعد!
(جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت)
عشق از ديد دختراي ترشيده: خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم؟!
(جمله عاشقانه : يا شابدالعظيم ???? تومن نذرت كه بياد خواستگاريم)

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 12:46
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني، در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.
من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي کوچک، برايش يک خاطره باشد.
او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است.
اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد. همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛
ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز
ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...
مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي...
يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود. روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين من و تو،...
هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم
کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد...

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 12:26
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

او زندگی است...

می تونی مراقبتش رو در شکل یک خواهر احساس کنی

you can feel her care in from of a sister

می تونی حرارتش رو در شکل یک دوست احساس کنی

you can feel her warmth in from of a friend

می تونی احساساتش رو در شکل یک معشوقه حس کنی

you can feel her passion in from of a beloved

می تونی فداکاریش رو در شکل یک همسر احساس کنی

you can feel her dedication in from of a wife

می تونی الوهیتش رو در شکل یک مادر حس کنی

you can feel her divinity in from of a mother

می تونی برکت وجودش رو در شکل یک مادربزرگ احساس کنی

you can feel her blessings in from of a grandmother

در عین اینکه محکم و استواره

yet she is so tough too

قلبش مهربونه

her heart is so tender 

شیطونه

so naughty

و دلچسب

so charming

صمیمی و همدل

so sharing

و ملیح

so melodious

او یک زن است

she is a woman

او زندگی است...

she is life

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 12:10
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
  ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

 مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!

رژیم اشغالگر فلسطین (اسرائیل ) : بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و تروریستی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان و نزول گیر و ربا خوار به دنیا می آید!

گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!

ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید.

بچه ها این فقط یه شوخیه جدی نگیریدا

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 11:29
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

 منتظر موندم به راهت تا هميشه

چش به راهت مونده بودم پشت شيشه

انتظارت تلخه مثل مردنه دل

مثل عشقي خام و باطل

واي اگه فردا بياد باز تو نيايي

واي ميخوام داد بزنم از اين جدايي

واي ديگه مردم ديگه مردم چقدر تو بي وفايي

مگه من با تو بد کردم خدايي ؟

هر چي ميخواي بگي بگو اما نگو دوست ندارم

هر کار ميخواي بکن ولي بگو نميري از کنارم

تــــو رو خــــــدا

مثل غريبه ها دلم رو هي نرنجون

تو رو خدا دشمنامو به روي من انقدر نخندون

بخدا من ميميرم از اين جدايي

بخدا من ميميرم اگه نيايي

 اگه فردا بياد و باز تو نيايي

 اگه فردا بياد و باز تو نيايي

 

 

تـرنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 23:45
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 13:40
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
قاصدک بیا قصد سفرکن بیا و اشنایان را خبر کن

بگو بر اشنایان وصف حالم ، ز بشکستن های پروبالم

بگو اتش مزن بر خرمن خویش ، که توروحی در این جسمم کم وبیش

بگو دل دادم و دلدارمی تو ، همی یارو همی غم خوارمی تو

بیا مرهم بنه بر زخم کاریم ، که ما جز تو دلداری نداریم

من ان شبنم که بنشستم به برگی ، همی در بیم ریزش یا که مرگی

تو آن سیمرغ رویای من هستی که باب غم و خفت را ببستی

به مهر تو زدل غم ها برون شد ، همی عشق و همی شادی فزون شد

تو میدانی غمی در سینه دارم ، درون سینه ام زخمی دیرینه دارم

به روی زخم من مرهم نشاندی ، که از غم ها مرا بیرون کشاندی

فدایت ای گل زیبای نازم ، بنازم بر تو و عشق و نیازم

ای دوست بیا از عشق سر شارم ، که تو نوری در این شبهای تارم

بیا ای سنبل باغ و بهارم ، بیا باد صبای جویبارم

 

 

نوشته شده توسط : نگـــــــــــار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 14:42
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

صالح

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 20:17
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

صالح

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 20:14
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
نميدونم پوچي منو در بر گرفته ؟!

يا من پوچي رو در خودم پرورش دادم
اما در هر صورت
پوچي در من رشد كرده
اونقد رشدش سري بوده كه
ديگه مني وجود نداره
من ديگه شده پوچي
ديگه من برده ي پوچي شدم
ميگه حرف حرف منه
تو فقط برده اي بايد اطاعت كني
من نمي خوام اطاعت كنم
خدايا كمكم كن
من اين ننگ و نميخوام
راحتم كن
بردگي رو نميخوام
خدايااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
مرگم و ميخواممممممممممممممممممممممم
التماست ميكنم معبودم
من و به خواستم برسون
نزار بيشتر از اين به ديگرون صدمه بزنم
ديگه نميخوام زنده باشم
اي خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
من و به خواستم برسون
دوستان دعاتونو براي رسيدن به آرزوم ميخوام من و دعا كنين تا از بردگي رها شم
دوستتون دارم
حلالم كنين
asaliiii

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 2:31
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

سفید : دنیا پر از پرنده های قشنگه
سیاه: هفت تیرهای کهنه ام پر از فشنگه

سفید : تو زندگی زنده باشیم به امید
سیاه: پای خیال های واهی و باید برید

سفید : آدمی بی مونس و همدم میمیره
سیاه: دل آدم از این بی وفایی ها میگیره

سفید : کمک کردن به همو یادمون نره
سیاه: چی؟ که فکر کنه از من سره؟

سفید : دوست داشتن دلیل و منطق نمیخواد
سیاه: به عاقلا این سبک سریها نمیاد

سفید: تا میشه به عهدمون وفاداری کنیم
سیاه: که وقتی اون رفت، گریه زاری کنیم؟

سفید : دروغ نگیم، دلهامون پژمرده میشه
سیاه: یه قطره هم از آبهای دریا کم نمیشه

سفید: سرنوشت بهونه دل شکستن نیست
سیاه : چاره ای برای راه رو بستن نیست

سفید: یه کاری کنیم که همه آدما سفید بشن
سیاه: برای بودن، آدما باید پلید بشن

سفید: با این همه قرمزی چرا بشیم زرد؟

سیاه : لعنت به این زندگی پر درد


بـــاران

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 14:42
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام

امروز این وبلاگو دیدم دلم یهو گرفت یاد اون روزا تو گپ سرا و سایت دوستان بخیر.

به سمیرا جون گفتم که دست به قلمم خوب نیست ولی خواستند خطی به یادگاری حک کنم منم اطاعت امر کردم .

برای همتون آرزو میکنم که به آرزوهای قشنگتون برسید.

دنیارو براتون شاد شاد و شادی رو دنیا دنیا آرزومندم .

ارادتمند و دوستدار همیشگی دوستان : دختر انتظار(سحرناز-نازدونه).

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 15:3
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
هر وقت به یادت میفتم میام پشت در قلبت هی در میزنم

پس هر وقت قلبت میزنه بدون دلم برات تنگ شده و به یادتم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 10:27
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
در دادگاه عاشقی

قسمم قلبم بود

وکیلم دلم و جمعی از عاشقان دلسوخته بودند

قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ

کنار چوبه دار خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم به تو بگویند

دووووووووووووستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 15:25
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

امروز خیلی با خودم فکر کردم.که زندگی چی هست چرا هست.

باید چطور زندگی کنیم.چطور باشیم............

گاهی وقتها از زندگی کردن بعضی ادما احساس شرم میکنم

که چرا اینطور زندگی میکنند.چرا زندگی رو به اندازه معنی اش دوست ندارند

توی زندگیشون از دروغ شروع میکنند.اخه دروغ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

معنی دروغ چیه چه ارزشی داره که با یه کلمه یه

حرکت زبان زندگی رو به خودشون.دیگران تلخ وزشت میکنند.

زندگی خیلی زیباست خیلی قشنگه اما امان از ادمای بد ذات

وزشت که زندگی رو خراب میکنند........

یکی برای پول.یکی برای خراب کردن زندگی دیگران

یکی برای دوست داشتن ظاهر.یکی برای عشق..........

ای کاش چنین ادمای نبود.ای کاش اصلا ادما دروغ رو یاد نمیگرفتن.

کاش ادما به اندازه نیمی از زیبایی دنیا درست زندگی میکردند

زندگی خیلی زیباست اگه درست زندگی کنیم.اگه صداقت داشته باشیم

اگه به چشم خوب نگاه کنیم.اگه رو راست باشیم.

زندگی معنی زیبایی از قشنگی و مهربونیه راستی .......

ایا تا حالا از خودمون پرسیدم چرا دروغ میگیم.چرا رو راست نیستم

چرا با دروغ زندگی رو خراب میکنیم.چنین ادمای به خودشون میگن

چون جرات راستگویی رو به خودمون اجازه نمیدیم.

کاش جرات راستگویی در دل ادما بود

                                         ای کاش دروغ نبود                     نوشته :شیما

 

 

                

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 18:10
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

کبوتــــــــــرشد و رفت

cartpostaleto.blogfa

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 3:2
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

               

تو اي مادر که يک عمره  دلت با غصه دم سازه

صبوري هاي تو مــــــــــادر منو به گريه ميندازه

مثل يک  طفـــل خواب آلوده من محتاج آغوشم

از اون لالاييات مــــــــادر بخون بازم توي گوشم

براي سرنوشت مـــــــن تو دلواپس ترين بودي

براي اشکهاي مــــــــــن هميشه آستين بودي

تو اي هميشه غم خوارم تو اي مطرح ترين يارم

به نام نامي مــــــــــــادرهميشه دوستت دارم

Blessed is your face
چهره ات مقدس است

Blessed is your name
نامت مقدس است

My beloved
عشق من

Blessed is your smile
لبخندت مقدس است

Which makes my soul want to fly
که باعث می شود روحم به پرواز درآید

My beloved
عشق من

All the nights And all the times That you cared for me
همه ی شب ها و همه ی اوقات از من مراقبت
می کردی

But I never realised it
ولی من هرگز آن را نفهمیدم

And now it’s too late
و حالا هم خیلی دیر شده

Forgive me
مرا ببخش

Now I’m alone filled with so much shame
حالا تنهایم با شرمساری بسیار
,
For all the years I caused you pain
به خاطر سال هایی که باعث رنجش تو شدم

If only I could sleep in your arms again
ای کاش می توانستم تار دیگر در آغوشت آرام
گیرم

Mother I’m lost without you
مادر بدون تو هیچم

You were the sun that brightened my day
تو خورشیدی بودی که روز مرا روشن می کردی

Now who’s going to wipe my tears away
حالا جه کسی می خواهد اشک های مرا پاک کند

If only I knew what I know today
ای کاش آنجه را که حالا می دانم قبلا هم می دانستم

Mother I’m lost without you
مادر بدون تو هیچم

Ummahu, ummahu, ya ummi
مادر...مادر..مادرم...

wa shawqahu ila luqyaki ya ummi
ای مادر چطور می توانم تو را همیشه ببینم

Ummuka, ummuka, ummuka ummuka, Qawlu rasulika
مادرت..مادرت..مادرت...سفارش پیامبرت است

Fi qalbi, fi hulumi, Anti ma’i ya ummi
در قلبم،در رویایم تو همیشه با منی مادر

Ruhti wa taraktini
تو رفتی مرا ترک کردی

Ya nura ‘aynayya
ای نور چشمانم

Ya unsa layli
ای آرام شب های من

Ruhti wa taraktini
تو رفتی و مرا ترک کردی

Man siwaki yahdhununi
جز تو دیگر چه کسی مرا در اغوش می کیرد؟

Man siwaki yasturuni
جز تو دیگر چه کسی مرا پناه می دهد؟

Man siwaki yahrusuni
جز تو دیگر چه کسی مراقب من است؟

‘Afwaki ummi, Samihini...
مرا ببخش و بر من سخت نگیر

نگـــــــــار : تقدیم به دوستان و مادران عزیزشون

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 13:5
  به قلم: همه دوستان  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T